ذبیح الله منصوری
کتابخوانهای نیم قرن پیش، جزوههای بنگاه ادبی امید را به خاطر دارند، که هر هفته به بهای پنج ریال منتشر میشد و با رمانهای سریالی جذاب چون سه تفنگدار، ترکان خاتون، و غرش طوفان خواننده را در انتظار به التهاب میکشید. سن من اما چنین اقتضا ندارد، آن قدر میدانم که با چه شوقی گردآوردههای صحافیشده این جزوهها را بر دست نسل قبل، میبلعیدم
بقیه مطلب را اینجا بخوانید
مولی نوشته است:
April 12th, 2007 at 3:05 amسلام..
خوب بايد بگم اگر چيزهاي رو كه مي بلعيدي ترجمه شده آثار ذبيح الله منصوري هست.. حالا بايد همه رو بالا بياري..
1. ايشون مترجم نيست
2. ايشون مولف هست
يه جمله ميخونه يه پاراگراف ترجمه ميكنه.. اصلا به زبان فارسي آشنايي نداره.
قواعد ترجمه رو نميدونه..
خدا بيامرز احمد آرام كسي بود كه بيشترين ترجمه در ايران رو داشت ولي يك كتاب سالم به دست اين نسل جوان ما نداد.. همه حمله هاي اشتباه كه از فرهنگ بيگانه وارد نوشته هاي ما شده.. اينها كارشون از صدها دزد و … بدتره.. نتايج اين آثار بعد از سالهاي مشخص ميشه اون موقع كه ما زبان فارسي و غني خودمون رو از دست داديم.
يا حق
علي عزيزي
دانشجوي مترجمي زبان انگليسي
farya نوشته است:
April 12th, 2007 at 3:06 amبه به، چه دانشجوی مؤدبی! دانشجو که چنین باشد، چه انتظار از کمسواد؟
علی نوشته است:
April 12th, 2007 at 3:06 amسلام
اقای دانشجوی زبان باید خدمتتون عرض کنم که کتابهای همین اقایی که ترجمه بلد نیست و … به چاب های 47 هم رسیده در کل من نظرم این که راجع به چیزی که اطلاع نداری نظر نده